انتظام کارها به دست على (ع) است

دلجوئى على (ع) کارى کرد که مردم ستم دیده بار دیگر از دل و
جان به اسلام و ایمان توجه کرده و بدین وسیله رشته دوستى برقرار و نهال ستم و فساد ریشه کن شد.

خداى متعال براى اینکه اسباب صلاح مردم روى نظم معینى بوده و مردى که از هر لحاظ
شایسته براى این کار است برقرار فرموده باشد، على (ع) را براى این منظور نامزد کرد و فرمان داد که مخالفان پیمبرش را سرکوبى دهد و امورى که به دست ناکسان فاسد شده اصلاح کند و بالاخره او هم حسب الامر به انتظام کارها پرداخته و جدیت تمام وحسن تدبیرى بکار برده و بر اثر این اقدام، استوانه دین اسلام را مستحکم ساخت.


على (ع) در هیچ کارى مخالفت با فرمان خدا و رسول نمی کرد و می کوشید تا جایى که از قدرت او ساخته است سر از دستور رسول خدا (ص) برنتابد به خلاف دیگران که چندان به این معنى توجهى نداشته و بلکه مخالفت می کردند. چنانچه رسول خدا (ص) خالد بن ولید را به سوى مردم بنى جذیمة گسیل داشت تا آنان را به دین اسلام دعوت کند و مخصوصا دستور داده با آنان کارزار ننماید او بجاى آنکه حسب الامر رفتار کند مخالفت کرده و پیمان پیغمبر را ناچیز انگاشته و با دین خدا دشمنى کرده مسلمانان را از دم تیغ گذراند و رشته ایمانشان را گسست و در این باره برویه جاهلیت توجه کرده و راه کافران و دشمنان را پیمود و چنان در این عمل ناپسند پافشارى کرد که اسلام از کار او نفرت کرده و آنهائى را که پیغمبر به آئین حق اسلام دعوت می کرد از آن حضرت رو گردان شدند و نزدیک بود زحمات پیغمبر از بین برود و بند تدبیر از همه طرف گسسته شود اینجا بود که پیغمبر هر چه زودتر در صدد اندیشه و تدبیر برآمد و براى آنکه مفاسد مخالفان را اصلاح کند و رخنه‏ هائى که بدست دشمنان پیدا شده مسدود بسازد امیرالمؤمنین (ع) را بفرمان خدا مأمور داشته تا از آنها دلجوئى کند و آتش خشمشان را
فرونشاند و با آنان مدارا نماید و ایشان را بار دیگر بر جاده ایمان پایدار بدارد و نیز فرمان داد تا خونبهاى کشتگان ایشان را بپردازد و دل اولیاء دم را تسلیت دهد.


على (ع) چنانچه دستور داشت مأموریت خود را کاملا اجرا کرد و خشنودى خدا و رسول و خلق را بدست آورد و ما زاد از پولى که بدستش مانده بود به آن ناتوانان که از بى‏ کردارى خالد بستوه آمده بودند اعطا نمود و فرمود خونبهاى کشتگان شما را دادم و اضافه بر آن، پولهائى در اختیار شما گذاردم تا وارثان و بازماندگانتان بى‏ بهره نباشند تا خدا از رسولش راضى و شما هم از عنایتى که حق تعالى نسبت بشما ارزانى داشته خشنود باشید. از آن طرف پیغمبر (ص) هم در مدینه از عمل ناشایسته خالد برائت جسته و اظهار نفرت کرد و نتیجه اظهار برائت پیغمبر و دلجوئى على (ع) کارى کرد که مردم ستم دیده بار دیگر از دل و جان به اسلام و ایمان توجه کرده و بدین وسیله رشته دوستى برقرار و نهال ستم و فساد ریشه کن شد.

منبع:الإرشاد للمفید /
ترجمه ساعدى، ص48.

/ 0 نظر / 9 بازدید