خدا جسم دارد !

یکی از اعتقادات وهابیون،اعتقاد به جسمانیت خداست ، ظاهرا اولین کسی که این نظریه را مطرح کرد ، ابن تیمیه حرانی نظریه پرداز تفکر وهابیت بود ، او به دلیل عقائد و دیدگاههای شاذ و نادرش در باب ذات خداوند متعال از سوی برخی علمای اهل سنت طرد گردیده و مشبهه و یا مجسمه خوانده شده است .
این در حالیست پیروان وهابیت معتقدند که تنها ایشان توحید واقعی و خالص را متوجه شده اند و دیگر مسلمانان در کفر و شرک به سر می برند .
و چه جالب است که مدعیان توحید ، خود گرفتار بدترین شرکیات در ذات اقدس الهی شده و خدای متعال را تا حد موجودات مادی پایین آورده اند .
حال ببینید که کتابی که از سوی وهابیت اصح کتب بعد از قرآن نامیده می شود ، خداوند متعال را چگونه ترسیم می نماید ؟!

در کتاب صحیح بخاری و دیگر کتب مشهور در این باره آمده است که:
حدثنا الْحُمَیْدِیُّ قال حدثنا مَروَانُ بن مُعَاوِیَةَ قال حدثنا إِسْمَاعِیلُ عن قَیْسٍ عن جَرِیرِ قال کنا عِنْدَ النبی فَنَظَرَ إلى الْقَمَرِ لَیْلَةً یَعْنِی الْبَدْرَ فقال إِنَّکُمْ سَتَرَوْنَ رَبَّکُمْ کما تَرَوْنَ هذا الْقَمَرَ لَا تُضَامُّونَ فی رُؤْیَتِهِ(۱)
همراه رسول الله بودیم پس آن حضرت نظاره کرد به ماه سپس فرمود همانا شما خدا را در قیامت خواهید دید همانگونه که این ماه را می بینید.

پاسخ:

اگر خدا جسم باشد،قطعا نیاز به مکان دارد (نمی شود جسم بی نیاز از مکان باشد)
در حالی که خدا بی نیاز مطلق است،و نیاز با خدا بودن سازگاری ندارد

در قرآن درباره عدم نیازمندی خدا می خوانیم که:
( اللَّهُ الصَّمَدُ ) (توحید آیه ۲) خداوند بى ‏نیاز است

در تفسیر کشاف درباره کلمه”صمد”آمده است که:
و معناه فی اللغة السید الذی یلجأ الیه فی الحاجات و المهمات، و المراد به هنا الغنی عن کل شی‏ء، و یفتقر الیه کل شی‏ء لأنه خالق الأشیاء و مصدرها.
معنای صمد یعنی شخص بزرگی که در امور مهم و نیازها به او پناه می برند،و مرادر از کلمه”صمد”در این جا یعنی بی نیاز از هر چیزی،و این که تمام اشیاء به او نیازمند هستند چون که او خالق اشیاء است(۲)

با توجه به این تفسیر،اگر خدا جسم داشته باشد،نیازمند مکان است،در حالی که خدا بی نیاز از همه چیز است
به تعبیر دیگر:
اگر خدا جسم باشد،مرکب است و هر مرکبی نیازمند به اجزای خود است،پس جسم بودن خدای مرکب یعنی نیازمند به اجزای خود،در حالی که نیازمند بودن با صفات کمالی خدا سازگار نیست

امام صادق درباره این برهان عقلی چنین می فرماید:
ان الجسم محدود متناه و الصورة محدودة متناهیة فاذا احتمل الحد احتمل الزیادة و النقصان و اذا احتمل الزیادة و النقصان کان مخلوقا
تمام اجسام به حکم داشتن سه بعد (طول، عرض و عمق) و محدود بودن هر کدام از آنها، محدود خواهند بود؛ یعنى قابل کم و زیاد شدن هستند و هر چیزى که محدود و قابل کم و زیاد شدن باشد، مخلوق خواهد بود، و خالق و آفریدگار جهان محدود نیست و هیچ حد و مرزى براى او فرض نمى‏ شود؛ زیرا حد و مرز داشتن نشانه مخلوق است (۳)
اگر خدا دارای جسم باشد،باید شبیه به کسی یا چیزی باشد در حالی که در قرآن می خوانیم” لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ– هیچ چیز همانند او نیست‏(شوری آیه ۱۱)

 

پی نوشت ها:

[۱]صحیح بخاری،محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی،حدیث ۵۲۹
[۲]تفسیر الکاشف ج‏۷ ۶۲۳
[۳]صدوق، توحید، ص

/ 1 نظر / 20 بازدید
لاله های تبریز

سلام وبلاگ خیلی مفیدی دارین از وبلاگ ما هم بازدید کنین اگر مایلین لینک کنیم http://lalehayetabriz.persianblog.ir/