درباره
مدافعان نور

نماز بی ولایت حقه بازیست/اساس مسجدش بتخانه سازی است/چرا دشمن نمی خواهد بفهمد/ وضوی بی ولایت آب بازیست .:مدافعان نور :.

جستجو
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
زیارت عاشورا مهدویت امام زمان (عج)
دعای فرج ذکر روزهای هفته
☼ ساخت کد صوتی مهدوی برای وبلاگ ☼

ابر برچسب ها


[مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ]

[ Designed By Ashoora.ir ]
.: مدافعان نور:.

به اطلاع می رسانیم آدرس جدید وبلاگ مدافعان نور

www.modafeanenoor.mihanblog.com

می باشد. در ضمن این وبلاگ دیگر به روز رسانی نمی شود .

با تشکر

مدیریت وبلاگ مدافعان نور





قوى‏ترین استدلال بر عصمت حضرت فاطمه علیها السّلام آیه تطهیر است،

زیرا که عموم ملت اسلام اتفاق کرده‏ اند بر اینکه مقصود از «اهل البیت» در آیه شریفه خاندان پیغمبرو روایت از طرق شیعه و سنی رسیده است که این آیه مخصوص علی فاطمه، حسن و حسین علیهم السّلام می باشد، و اینکه حضرت رسول آنان را در زیر عباء خیبرى جمع فرمود،و سپس گفت: خداوندا این چند نفر که اکنون در زیر عبا اجتماع کرده‏
اند خاندان من هستند، اینک کثافت و پلیدى را از اینان دفع کن، و آنها را پاک و پاکیزه قرار ده،ام سلمه عرض کرد: یا رسول اللَّه من از اهل بیت شما هستم؟، فرمود: تو بر طریق خیر هستى- ولى از اینان شمرده نمی شوى. مقصود از «اراده» در این آیة شریفه یا اراده صرف است که هنوز به مقام فعلیت نرسیده و یا اینکه با صرف اراده فعلیت هم با او همراه بوده است، موضوع اول که به مرحله فعل نرسیده باشد باطل است، زیرا که در این صورت اختصاص دادن این موضوع را به اهل بیت رجحانى نخواهد بود زیرا همهمکلفین در این موضوع شرکت دارند،و مطلب دیگر اینکه صرف اراده قابل مدح و ستایش نیست مسلمین اجماع کرده‏ اند که این آیه تفضیل اهل بیت علیهم السّلام است بر سایر مردم و وجه امتیازیست که خاندان پیغمبر با بقیه مسلمین دارند، پس در این صورت مطلب دوم که اراده با فعل توام است ثابت می گردد هنگامى که این مطلب ثابت شود عصمت کسانى که مقصود آیه شریفه هستند روشن می گردد. و در این صورت هیچ یک از قبایح از آنان نباید سر بزند، زیرا که آیه شریفه عصمت این اشخاص را می رساند .

منبع:زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام / ترجمه إعلام الورى، ص:
۲۲3.




اعتقادی

دلجوئى على (ع) کارى کرد که مردم ستم دیده بار دیگر از دل و
جان به اسلام و ایمان توجه کرده و بدین وسیله رشته دوستى برقرار و نهال ستم و فساد ریشه کن شد.

خداى متعال براى اینکه اسباب صلاح مردم روى نظم معینى بوده و مردى که از هر لحاظ
شایسته براى این کار است برقرار فرموده باشد، على (ع) را براى این منظور نامزد کرد و فرمان داد که مخالفان پیمبرش را سرکوبى دهد و امورى که به دست ناکسان فاسد شده اصلاح کند و بالاخره او هم حسب الامر به انتظام کارها پرداخته و جدیت تمام وحسن تدبیرى بکار برده و بر اثر این اقدام، استوانه دین اسلام را مستحکم ساخت.


على (ع) در هیچ کارى مخالفت با فرمان خدا و رسول نمی کرد و می کوشید تا جایى که از قدرت او ساخته است سر از دستور رسول خدا (ص) برنتابد به خلاف دیگران که چندان به این معنى توجهى نداشته و بلکه مخالفت می کردند. چنانچه رسول خدا (ص) خالد بن ولید را به سوى مردم بنى جذیمة گسیل داشت تا آنان را به دین اسلام دعوت کند و مخصوصا دستور داده با آنان کارزار ننماید او بجاى آنکه حسب الامر رفتار کند مخالفت کرده و پیمان پیغمبر را ناچیز انگاشته و با دین خدا دشمنى کرده مسلمانان را از دم تیغ گذراند و رشته ایمانشان را گسست و در این باره برویه جاهلیت توجه کرده و راه کافران و دشمنان را پیمود و چنان در این عمل ناپسند پافشارى کرد که اسلام از کار او نفرت کرده و آنهائى را که پیغمبر به آئین حق اسلام دعوت می کرد از آن حضرت رو گردان شدند و نزدیک بود زحمات پیغمبر از بین برود و بند تدبیر از همه طرف گسسته شود اینجا بود که پیغمبر هر چه زودتر در صدد اندیشه و تدبیر برآمد و براى آنکه مفاسد مخالفان را اصلاح کند و رخنه‏ هائى که بدست دشمنان پیدا شده مسدود بسازد امیرالمؤمنین (ع) را بفرمان خدا مأمور داشته تا از آنها دلجوئى کند و آتش خشمشان را
فرونشاند و با آنان مدارا نماید و ایشان را بار دیگر بر جاده ایمان پایدار بدارد و نیز فرمان داد تا خونبهاى کشتگان ایشان را بپردازد و دل اولیاء دم را تسلیت دهد.


على (ع) چنانچه دستور داشت مأموریت خود را کاملا اجرا کرد و خشنودى خدا و رسول و خلق را بدست آورد و ما زاد از پولى که بدستش مانده بود به آن ناتوانان که از بى‏ کردارى خالد بستوه آمده بودند اعطا نمود و فرمود خونبهاى کشتگان شما را دادم و اضافه بر آن، پولهائى در اختیار شما گذاردم تا وارثان و بازماندگانتان بى‏ بهره نباشند تا خدا از رسولش راضى و شما هم از عنایتى که حق تعالى نسبت بشما ارزانى داشته خشنود باشید. از آن طرف پیغمبر (ص) هم در مدینه از عمل ناشایسته خالد برائت جسته و اظهار نفرت کرد و نتیجه اظهار برائت پیغمبر و دلجوئى على (ع) کارى کرد که مردم ستم دیده بار دیگر از دل و جان به اسلام و ایمان توجه کرده و بدین وسیله رشته دوستى برقرار و نهال ستم و فساد ریشه کن شد.

منبع:الإرشاد للمفید /
ترجمه ساعدى، ص48.




اعتقادی

حضرت علی (ع) می فرمایند:
زبان خردمند پشت دل او است (عاقل آنچه بگوید نخست نیک و بد آنرا به عقل خویش سنجیده و آنگاه مى‏ گوید) و دل احمق پشت زبان او است .(بى‏ خرد نفهمیده آنچه خواست مى‏ گوید سپس در درستى و نادرستى و سود و زیان آن اندیشه میکند. سیّد رضىّ «علیه الرّحمة» مى ‏فرماید:) این فرمایش از جمله معانى نیکوى دلپذیر است، و مقصود از آن آنست که خردمند زبانش را رها نمى‏ کند(سخنى نمى‏ گوید) مگر پس از مشورت و صلاح دید با اندیشه، و بى ‏خرد بیرون داده‏ هاى زبان و گفتارهاى بى‏ اندیشه ‏اش بر مراجعه به اندیشه و تدبّر و تأمّل در پایان کار پیشى مى گیرد، پس به آن ماند که زبان خردمند پیرو دل او است و دل بى‏ خرد پیرو زبانش مى باشد .

منبع:ترجمه و شرح نهج البلاغة (فیض الإسلام)، ج‏۶، ص1107.




اخلاق

 
 
 
 
هر کسى که در عمر خود یک بار سوره یاسین را بخواند، ... در
زمره کسانى خواهد بود که خداوند متعال گشایش روزى و شادمانى او به هنگام مرگ و
اسباب خشنودى به پاداشهاى اخروى او را تضمین کرده است،...



اعتقادی

جمعه که می‌شود چشم تمام منتظران عالم به این نقطه از زمین دوخته شده است چرا که به آنها گفته‌اند قرار است امام مهدی(عج) از آنجا ظهور کنند و سپاه خود را صدا بزنند و به داد مظلومان عالم برسند و زمین را پر از عدل و داد کنند.






مهدویت

تبلیغات دین خود ساخته وهابیت در سراسر جهان در حال گسترش می‌باشد و این موضوع دلایل مختلف دارد و سرمایه گذاری هنگفت مسئولین سعودی از جمله این دلایل است و در این راه صهیونیست‌ها و آمریکاییان نیز تلاش مجدانه‌ای برای کمرنگ کردن اسلام واقعی می‌کنند و همین امر باعث شده است که بیشتر افرادی که از ادیان و مذاهب مختلف به اسلام روی می‌آورند اهل تسنن شده و متاسفانه بیشتر آن‌ها وهابی می‌شوند.

 

 




وهابیت

یکی از اعتقادات وهابیون،اعتقاد به جسمانیت خداست ، ظاهرا اولین کسی که این نظریه را مطرح کرد ، ابن تیمیه حرانی نظریه پرداز تفکر وهابیت بود ، او به دلیل عقائد و دیدگاههای شاذ و نادرش در باب ذات خداوند متعال از سوی برخی علمای اهل سنت طرد گردیده و مشبهه و یا مجسمه خوانده شده است .
این در حالیست پیروان وهابیت معتقدند که تنها ایشان توحید واقعی و خالص را متوجه شده اند و دیگر مسلمانان در کفر و شرک به سر می برند .
و چه جالب است که مدعیان توحید ، خود گرفتار بدترین شرکیات در ذات اقدس الهی شده و خدای متعال را تا حد موجودات مادی پایین آورده اند .
حال ببینید که کتابی که از سوی وهابیت اصح کتب بعد از قرآن نامیده می شود ، خداوند متعال را چگونه ترسیم می نماید ؟!

در کتاب صحیح بخاری و دیگر کتب مشهور در این باره آمده است که:
حدثنا الْحُمَیْدِیُّ قال حدثنا مَروَانُ بن مُعَاوِیَةَ قال حدثنا إِسْمَاعِیلُ عن قَیْسٍ عن جَرِیرِ قال کنا عِنْدَ النبی فَنَظَرَ إلى الْقَمَرِ لَیْلَةً یَعْنِی الْبَدْرَ فقال إِنَّکُمْ سَتَرَوْنَ رَبَّکُمْ کما تَرَوْنَ هذا الْقَمَرَ لَا تُضَامُّونَ فی رُؤْیَتِهِ(۱)
همراه رسول الله بودیم پس آن حضرت نظاره کرد به ماه سپس فرمود همانا شما خدا را در قیامت خواهید دید همانگونه که این ماه را می بینید.

پاسخ:

اگر خدا جسم باشد،قطعا نیاز به مکان دارد (نمی شود جسم بی نیاز از مکان باشد)
در حالی که خدا بی نیاز مطلق است،و نیاز با خدا بودن سازگاری ندارد

در قرآن درباره عدم نیازمندی خدا می خوانیم که:
( اللَّهُ الصَّمَدُ ) (توحید آیه ۲) خداوند بى ‏نیاز است

در تفسیر کشاف درباره کلمه”صمد”آمده است که:
و معناه فی اللغة السید الذی یلجأ الیه فی الحاجات و المهمات، و المراد به هنا الغنی عن کل شی‏ء، و یفتقر الیه کل شی‏ء لأنه خالق الأشیاء و مصدرها.
معنای صمد یعنی شخص بزرگی که در امور مهم و نیازها به او پناه می برند،و مرادر از کلمه”صمد”در این جا یعنی بی نیاز از هر چیزی،و این که تمام اشیاء به او نیازمند هستند چون که او خالق اشیاء است(۲)

با توجه به این تفسیر،اگر خدا جسم داشته باشد،نیازمند مکان است،در حالی که خدا بی نیاز از همه چیز است
به تعبیر دیگر:
اگر خدا جسم باشد،مرکب است و هر مرکبی نیازمند به اجزای خود است،پس جسم بودن خدای مرکب یعنی نیازمند به اجزای خود،در حالی که نیازمند بودن با صفات کمالی خدا سازگار نیست

امام صادق درباره این برهان عقلی چنین می فرماید:
ان الجسم محدود متناه و الصورة محدودة متناهیة فاذا احتمل الحد احتمل الزیادة و النقصان و اذا احتمل الزیادة و النقصان کان مخلوقا
تمام اجسام به حکم داشتن سه بعد (طول، عرض و عمق) و محدود بودن هر کدام از آنها، محدود خواهند بود؛ یعنى قابل کم و زیاد شدن هستند و هر چیزى که محدود و قابل کم و زیاد شدن باشد، مخلوق خواهد بود، و خالق و آفریدگار جهان محدود نیست و هیچ حد و مرزى براى او فرض نمى‏ شود؛ زیرا حد و مرز داشتن نشانه مخلوق است (۳)
اگر خدا دارای جسم باشد،باید شبیه به کسی یا چیزی باشد در حالی که در قرآن می خوانیم” لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ– هیچ چیز همانند او نیست‏(شوری آیه ۱۱)

 

پی نوشت ها:

[۱]صحیح بخاری،محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی،حدیث ۵۲۹
[۲]تفسیر الکاشف ج‏۷ ۶۲۳
[۳]صدوق، توحید، ص




وهابیت

از صحیفة الرضا، از على (ع)است که: از سرکه انگور آنچه که خود به خود فاسد شده بخورید نه آنچه که خودتان فاسد ساخته‏ اید.

 از انس است که می گوید، پیغمبر (ص) فرمود: 

هر که بخوردن سرکه مشغول مى‏ شود، خداوند ملکى بر سر او بگمارد که تا پایان خوردن برایش استغفار کند، نمک از لوازم ضرورى خانه چون نان و آب بشمار می رود.

پیغمبر (ص) بر ام سلمه وارد شد، وى تکه‏ نانى براى حضرت آورد، پیغمبر (ص) پرسید خورشت دارید؟ ام سلمه گفت یا رسول اللَّه جز سرکه چیزى موجود نیست، 
فرمود: سرکه خوب خورشتى است، و خانه‏ اى که در آن سرکه باشد فقیر نشود. 

از امام صادق است که می فرماید: ما در غذا خوردن به سرکه ابتدا مى‏ کنیم چنان که شما به نمک شروع مى‏ کنید که سرکه عقل را زیاد مى‏ کند. 
و از آن حضرت (ع)است که : سرکه خورشت خوبى است که سوداء را بر طرف میکند، و قلب را زنده می سازد. 
و همچنین آن حضرت می فرماید: بر شما باد به سرکه انگور که هر انگلى را در درون بدن مى‏ کشد. 

و نبى اکرم (ص) فرمود: سرکه خوب خورشتى است، خداوندا سرکه را وسیله برکت ما قرار ده که خورشت انبیاء پیشین بوده است. 

از صحیفة الرضا، از على (ع)است که: از سرکه انگور آنچه که خود به خود فاسد شده بخورید نه آنچه که خودتان فاسد ساخته ‏اید. 

منبع:مکارم الأخلاق / ترجمه میرباقرى، ج‏۱، ص360و361.




طب اسلامی

آیا من حقیقتا دوستدار اهل بیت هستم؟ فرمودند: «آری! و تا آخر هم خواهی بود. اگر آخر کار شیاطین بخواهند فریب دهند، آل محمد(ص) به فریاد می‌رسند».




مهدویت

آرماگدون واژه ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه ای که در ۲۰ مایلى جنوب، جنوب شرقى حیفا، قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود ۱۵ مایل است و از طرف دیگر در فاصله ی ۵۵ مایلی تل آویو قرار دارد. گفته شده که در گذشته مکانی استراتژیک در محل تقاطع دو جاده مهم استراتژیک نظامى و کاروان رو قرار داشت. این مکان که یکی از شاه راه های اصلی بوده که مصر را به دمشق و مشرق مربوط می ساخت جنگ های بسیاری را به خود دیده .حتی برخى از تاریخ­نویسان اعتقاد دارند که در اینجا بیش از هر جاى دیگر در جهان، جنگ روى داده است. فاتحان کهن همیشه مى‏گفتند، “هر فرماندهى که مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پایدارى می‌کند.”


 




یهودیت

همانطور که می دانید اهل سنت به چهار شاخه اصلی حنفی، حنبلی، شافعی و مالکی تقسیم می شوند که به مرور زمان برخی از این شاخه ها به دهها زیر شاخه تقسیم شده و هر کدام برای خود به مسلکی جداگانه با عقایدی خاص تبدیل شدند.


 




وهابیت